وقت فراموشی نیست

  • پرینت
.



تفاوت انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی

... نگاه کنیم به جنبش مشروطه، در زمانه‌ای که انسان ايرانی در اعماق دوران سیاه قاجاریه زندگی می‌کرد، با تسلط انبوهی از خرافات و دیکتاتوری. مشروطه واکنشی به اين وضعيت بود و فرهنگی که جنبش مشروطیت را ساخت، از یک‌سو تأثیر گرفته از فرهنگ غربی بود که خود دست و رو شسته از دوران روشنگری بیرون آمده، انقلاب صنعتی را تجربه کرده، تکه‌های قابل‌استفاده و مفید فرهنگ باستانی خود را گرفته و به‌روز کرده و بر اسب راهوار جدایی مذهب از حکومت، سوسیالیسم و دموکراسی نشسته و به‌سوی مدینه‌های آرزویی انسان پیش می‌رفت؛ و از سویی ديگر، نگاهی به گذشته‌ی‌های دور و فرهنگ ایرانی خودمان بود. اگرچه این نگاه گنگ و هیجان‌زده و سرسری بود اما هردوی این نگاه‌ها، یعنی نگاه به غرب آن روز و به ایران دوران خودگردانی و سالاری ایرانی، با گونه گونی مذاهب و سُنت‌ها و زبان‌هایش هم فرار از خرافات را با خود داشت و هم درافتادن با سازمان‌های مذهبی را؛ هم هوای آزادی و برابری را برای زنان می‌خواست و هم مدرن شدن و زمینی شدن قوانین اجتماعی‌اش را. .

درست چند دهه بعدازآن جنبش مشروطه‌خواه عدالت جویِ آزادی مدار، ما جنبش 57 را داریم؛ جنبشی که به‌زودی نام انقلاب اسلامی به خود گرفت. در این جنبش می‌بینیم که وزنه‌ی سنگین فرهنگی که پشتوانه‌ی آن است، فرهنگی سخت عقب‌افتاده است؛ فرهنگی که در برابر دست‌آوردهای عصر روشنگری می‌ایستد، آزادی زن را برنمی‌تابد، با دانش امروز بشری سر ناسازگاری دارد، قراردادهای امروز جهانی را نمی‌فهمد و درک نمی‌کند، با جدایی مذهب از حکومت نه‌تنها موافق نبست بلکه تکیه‌اش بر حکومت و فرهنگی تک مذهبی و قوانینی مذهبی است و آن‌چنان مجذوب این تک مذهبی و تک فرهنگی است که از اولین روزهای پیروزی‌اش مجدانه دست به نابودی فرهنگ و تاریخ ایرانی ما می‌زند.

درست است که ما، در پی انقلاب مشروطیت، به آن آزادی و دموکراسی که خواسته‌اش بود نرسیدیم اما به آن بسیار نزدیک‌تر شدیم، حال‌آنکه در انقلاب اسلامی ما نه‌تنها به آزادی نزدیک نشدیم بلکه قرن‌ها به عقب‌تر ازآنجاکه بودیم فروافتادیم.


برگرفته از کتاب «وقت فراموشی نیست» شکوه میرزادگی