فردریش اگوست فون هایک

  • پرینت
.

فردریش اوگوست فون هایک، یکی از متفکران لیبرال و نامدار اقتصادی در قرن بیستم میلادی است. بسیاری از برجستگان عالم سیاست نه تنها آثار او را مطالعه کرده‌اند، بلکه تحت تاثیر این آثار و اندیشه‌های او نیز قرار گرفته‌اند.

هایک در هشتم مه 1899 در خانواده‌ای تحصیلکرده در وین به دنیا آمد و بدون تردید از محیط فکری پیرامونش بهره فراوان گرفت. هایک به عنوان دانشجویی علاقمند به تحقیق، راهی ایالات متحده شد و در همانجا بود که با فون میزس اقتصاددان برجسته مکتب اتریشی همکار گشت! میزس که از مدیران یک اداره موقتی دولتی بود، به دنبال استخدام وکلا و اقتصاددانان جوان میگشت. هایک فقط یک جلسه در کلاس‌های درس میزس حاضر شده بود و چون از اندیشه‌های او خوشش نیامده بود، دیگر هرگز به کلاس‌های میزس نرفته بود، با این حال میزس او را استخدام کرد.

در طول پنج سال بعد، میزس رئیس هایک بود و بعد از آن نائب رئیس موسسه تحقیقات اقتصادی اتریش شد. آن‌ها با هم این موسسه را برای مطالعه ادوار تجاری و سیاست‌های اقتصادی تاسیس کردند و هایک مدیر آن موسسه شد. او در سال‌های 1929 تا 1931 به تدریس اقتصاد در دانشگاه وین پرداخت. این سالها، سالهای پیشرفت فکری هایک بود زیرا میزس به نوعی او را وادار کرد تا نظرات فابینی خود را رها کند. هایک با شرکت در جلسات بحث همایش‌های خصوصی که در دفتر میزس تشکیل می‌شد، کم‌کم مسائل و مشکلات سوسیالیسم را درک کرد.

در این زمان هایک با بسیاری از اقتصاددانان بزرگ عصر خود نیز تماس برقرار کرد. برای مثال، در 1928، در لندن برای اولین بار جان مینارد کینز را ملاقات کرد و با او در مورد اهمیت پول به بحث و جدل در محافل عمومی و خصوصی پرداخت، مجادله‌ای که بیست سال به طول انجامید. پول یکی از موضوعاتی بود که هایک نظرات قاطعی در مورد آن داشت و با انتشار کتاب نظریه‌ی پولی و ادوار تجاری در 1929، یکی از کارشناسان برجسته‌ی این موضوع شناخته شد.

هایک پس از آن مجموعه سخنرانی‌هایی را در مدرسه عالی اقتصاد لندن ارائه کرد، که بعدها در کتاب قیمت‌ها و تولید به چاپ رسید. در همان سال دانشگاه لندن هایک را به کرسی استادی در اقتصاد و آمار منصوب کرد و او در این دانشگاه تا 1950 به تدریس و تحقیق پرداخت.

دوستی هایک با کینز در طول سالهای جنگ تداوم یافت. در 1940، وقتی مدرسه عالی اقتصاد لندن به دلیل ایمنی بیشتر به شهر کمبریج انتقال یافت، کینز در دانشکده خودش برای هایک امکان ادامه فعالیت علمی فراهم کرد. مطالعات هایک در زمینه نظریه اقتصاد محض با آثاری نظیر، نظریه محض سرمایه در 1941 ادامه یافت اما مسائل اجتماعی و سیاسی ذهن او را هر چه بیشتر به خود مشغول میکرد به همین سبب مجموعه مقالاتی را در باب استفاده بیش از حد از روش‌های علمی در مطالعات اجتماعی نگاشت که بعد از آن تحت عنوان ضد انقلاب علم منتشر شدند.

از آنجایی که او نگران قدرت یافتن اندیشه‌های سوسیالیستی تخیلی غیر علمی در آن زمان در بریتانیا بود، که بر درک نادرست از جامعه استوار بودند، راه بندگی را در 1944 منتشر کرد، این کتاب با استقبال گسترده روبرو شد و هایک تبدیل به یک نظریه‌پرداز اجتماعی جنجالی شد.

در جلسه‌ای که به ریاست سرجان کلپم در دانشکده کینگ در کمبریج در 1944 تشکیل شد، هایک مسئله‌ای مطرح کرد که اهمیت ماندگاری یافت. مسئله در واقع این بود که چگونه می‌توان بنیادهای فکری جامعه ی آزاد را که در دوران جنگ به فراموشی سپرده شده بود، مجددا احیاء کرد وچگونه میتوان فعالیت‌های دانشگاهی تمامی کشورهای در حال جنگ را برای این منظور به خدمت گرفت.

راه‌حل ‌هایک تشکیل یک انجمن بین‌المللی (انجمن مون پلرین) بود، سی و نه استاد دانشگاه و عده‌ی دیگری از صاحب نظران در 1947 در مون پلرین سوئیس گرد هم آمدند تا اصول نظم آزاد و چگونگی پاسداشت این اصول را مورد بحث قرار دهند.بر اساس مقالاتی که در جلسه این انجمن در 1951 در فرانسه خوانده شد، سرمایه‌داری و مورخان به چاپ رسید. هایک ویراستار این کتاب بود. در این کتاب با جدیت این افسانه رایج رد میشد که نظام سرمایه‌داری اولیه، صرفا به فقر و بدبختی کارگران منجر شده است.

هایک در سال 1950 دعوت دانشگاه شیکاگو را برای تدریس به عنوان استاد کرسی علوم اجتماعی و اخلاق پذیرفت. هایک در شیکاگو نیز خوش درخشید، او سمینارهای هفتگی ترتیب میداد که برخی از بهترین متفکران دانشگاه شیکاگو می‌توانستند دور هم جمع شوند و بدون توجه به سن، مقام یا رشته تحصیلی درباره موضوعاتی به گفت و گو بنشینند که او پیشنهاد میکرد.

کتاب منشور آزادی وی در سال 1960 توسط دانشگاه شیکاگو به چاپ رسید.این کتاب که بر خوانندگانش تاثیر بسیار زیادی گذاشت در واقع تحلیل اساسی و منظمی است از اصول آزادی فردی و استدلال‌های مدافع آن.

سپس هایک در سال 1962 تصدی کرسی سیاست‌های اقتصادی در دانشگاه فرایبورگ در آلمان را پذیرفت. در زمان بازنشستگی در 1967 دانشگاه سالزبورگ اتریش به او مرتبه استادی افتخاری داد. شهرت هایک موجب شد که دانشگاه ریکیو در توکیو در 1964 و همچنین دانشگاه وین در 1971 به او درجه دکترای افتخاری بدهند.

در سال 1974 جایزه نوبل به او و گونارمیردال اقتصاددان سوئدی، به طور مشترک اعطاء شد. در همین دوران بود که ضعف جسمی هایک بر او غلبه کرد با این حال او توانست جلد اول کتاب خود، قانون، قانونگذاری و آزادی را منتشر کند. پس از وقفه‌ای هایک سه جلد کتاب، قانون، قانونگذاری و آزادی را تا 1979 تکمیل کرد.

هایک پس از آن در کتابی دیگر تحت عنوان، تصور مرگبار به نقد اساسی از سوسیالیسم پرداخت. این کتاب نقطه اوج یک زندگی پربار علمی محسوب می‌شود، که شامل 33 کتاب، بیش از 20 رساله و 235 مقاله و همچنین همکاری در تنظیم فصول برخی کتب دیگر است.

هایک در سال 1992 در سن 93 سالگی چشم از جهان فرو بست.

جوزف شومپیتر (یکی از اقتصاددانان بزرگ قرن بیستم) در مورد هایک چنین می‌گوید:

هایک تنها یک عیب دارد، و آن عیب این است که او بیش از حد مودب است، زیرا او هیچ وقت چیزی فراتر از خطای فکری به مخالفانش نسبت نمی‌داد.